سال 13، شماره 4 - ( تیر 1403/ پیاپی 97 1403 )                   سال 13 شماره 4 صفحات 204-193 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشجو دکتری، گروه مشاوره، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
2- دانشیار، گروه روانشناسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران. ، zarghamhajebi@gmail.com
3- دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه قم، قم، ایران.
چکیده:   (1992 مشاهده)
پژوهش حاضر با هدف مدل­یابی توافق زناشویی بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری سبک­های ازدواج در زنان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل­یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان متأهل در سه ماهه اول سال 1401مناطق 2، 7 و 11شهر تهران تشکیل داد، که از میان آن­ها به روش نمونه­گیری هدفمند تعداد 300 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای توافق زناشویی (RDAS) (باسبی و همکاران، 1995)، طرحواره یانگ (YSQ-SF) (یانگ، 1994) و پرسشنامه محقق ساخته سبک­های ازدواج استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از مدل‏یابی معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته­های پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. نتایج نشان داد بین حوزه­های طرحواره­های ناسازگاراولیه با توافق زناشویی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (01/0>P). همچنین سبک­های ازدواج می­تواند رابطه بین، طرحواره­های ناسازگار اولیه با توافق زناشویی را میانجی­گری کند (01/0>P). با توجه به این یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت از آنجا که ازدواج یکی از تصمیمات مهم زندگی محسوب می­شود می‌توان با تمرکز بر طرحواره­های ناسازگار اولیه و آموزش­های پیش از ازدواج بر توافق زناشویی و بهبود سبک­های ازدواج و تداوم روابط بین زوجین بر افزایش کیفیت رابطه زوجین افزود.
متن کامل [PDF 952 kb]   (847 دریافت)    
نوع مقاله: پژوهشي | موضوع مقاله: روانشناسی عمومی
دریافت: 1402/9/23 | پذیرش: 1402/10/5 | انتشار الکترونیک: 1403/4/10

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.