مجله رویش روانشناسی از دادن گواهیهای کاغذی معذور است. لطفا تقاضا نکنید. همه گواهی ها در صفحه شخصی کاربران موجود است.
جستجو در مقالات منتشر شده
۴ نتیجه برای رضاخانی
معصومه صفری، دکتر سیمین دخت رضاخانی، دکتر فریده دوکانه ای فرد،
سال ۱۱، شماره ۳ - ( خرداد ۱۴۰۱/ شماره پیاپی ۷۲ ۱۴۰۱ )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطهای بخشودگی بین فردی در رابطه بین تمایزیافتگی و شایستگی اجتماعی دانشجویان بود. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش، شامل دانشجویان دختر دانشگاه تهران در همه مقاطع در سال ۱۳۹۹ بودند. بهمنظور جمع آوری دادهها ۳۷۸ نفر از آنها به روش در دسترس انتخاب شده و به صورت آنلاین مورد سنجش قرار گرفتند. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه شایستگی اجتماعی (SCQ) (پرندین، ۱۳۸۵)، پرسشنامه تمایزیافتگی خود (DSI) (اِسکورن و اِسمیت، ۲۰۰۳) و مقیاس بخشودگی بینفردی (IFS) (احتشامزاده و همکاران، ۱۳۸۹) انجام شد. دادهها به روش مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS-۲۴ و AMOS-۲۴ تحلیل شدند. ضرایب مسیر تمایزیافتگی بر بخشودگی بین فردی (۰۰۱/۰=P، ۶۳۵/۰=β) و بخشودگی بین فردی بر شایستگی اجتماعی (۰۰۱/۰=p، ۶۴۹/۰=β) معنادار بود (۰۵/۰>P)؛ اما مسیر مستقیم تمایزیافتگی بر شایستگی اجتماعی معنادار نبود (۱۲۲/۰=p، ۱۴۹/۰=β). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که مسیر غیرمستقیم تمایزیافتگی بر شایستگی اجتماعی با نقش میانجی بخشودگی بینفردی (۰۰۱/۰=P، ۴۱۲/۰=β) معنادار بود (۰۵/۰>P). در مجموع میتوان نتیجه گرفت که بخشودگی بینفردی بین تمایزیافتگی و شایستگی اجتماعی دانشجویان دختر نقش میانجی کامل دارد.
عاطفه کریمی، سیمین دخت رضاخانی، معصومه بهبودی،
سال ۱۱، شماره ۸ - ( آبان۱۴۰۱/ پیاپی ۷۷ ۱۴۰۱ )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجیگر ذهن آگاهی در پیشبینی اهمالکاری تحصیلی بر اساس کمالگرایی بود. روش پژوهش همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود . جامعه آماری دختران دانشآموز مقطع متوسطه دوم (پایههای دهم تا دوازدهم) منطقه ۵ تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۰_۱۳۹۹ بودند. ۳۰۰ دانشآموز به شیوه در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. از مقیاسهای اهمالکاری تحصیلی- ( PASS )(سولومون و راثبلوم، ۱۹۸۴) ،کمالگرایی - ( F-MPS)(فراست، ۱۹۹۰) و ذهن آگاهی-(KIMS)(کنتاکی، ۲۰۰۳ ) برای جمعآوری دادهها استفاده شد. دادهها با استفاده از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافتهها نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود (۶۸/۲=df/۲c، ۹۳۹/۰= CFI، ۹۲۵/۰= GFI ، ۸۸۵/۰= AGFI و ۰۷۵/۰= RMSEA). همچنین کمالگرایی مثبت (۰۱/۰>p) بهصورت منفی و کمالگرایی منفی (۰۱/۰>p) بهصورت مثبت اهمالکاری تحصیلی را پیشبینی میکنند. ذهن آگاهی نیز رابطه بین کمالگرایی منفی و اهمالکاری تحصیلی را بهصورت مثبت و رابطه بین کمالگرایی مثبت و اهمالکاری تحصیلی را بهصورت منفی و معنادار میانجیگری میکند (۰۱/۰>p). بنابراین میتوان نتیجه گرفت کمالگرایی بهطور مستقیم و با میانجیگری ذهن آگاهی بر اهمالکاری دختران دانشآموز نقش دارد.
محبوبه غایتی، سیمین دخت رضاخانی،
سال ۱۱، شماره ۹ - ( آذر ۱۴۰۱/ پیایپی ۷۸ ۱۴۰۱ )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر تابآوری در رابطه بین نگرش دینی و منبع کنترل با بهزیستی روانشناختی در زنان سالمند انجام شد. پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان سالمند ۶۰ تا ۸۰ سال عضو کانون سالمندان اداره سلامت شهرداری منطقه ۱۲ تهران در محدوده زمانی خرداد و تیر ۱۴۰۰ بود. تعداد ۲۰۰ نفر از این افراد با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مقیاسهای بهزیستی روانشناختی ریف (RSPWB، ریف، ۱۹۸۰). نگرش دینی (RAS، خدایاریفرد و همکاران، ۱۳۷۹)، منبع کنترل راتر (RLOC، راتر، ۱۹۶۶). تابآوری کانر و دیویدسون (CD-RISC، کانر و دیویدسون، ۲۰۰۳) بود. برای تحلیل دادهها از روش مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. شاخصهای برازندگی به دست آمده نشاندهنده برازش قابل قبول مدل اصلاح شده با دادهها بود. نتایج نشانداد ضریب مسیر بین تابآوری و بهزیستی روانشناختی (۰۱/۰>p) مثبت و معنادار بود. همچنین نگرش دینی (۰۵/۰>p) و منبع کنترل (۰۱/۰>p) هم به صورت مستقیم و هم بهصورت غیرمستقیم از طریق تابآوری (۰۱/۰>p) بهزیستی روانشناختی را در سالمندان پیشبینی نمودند. از یافتههای این پژوهش میتوان نتیجهگرفت که نگرش دینی و منبع کنترل با میانجیگری تابآوری در جهت ارتقاء بهزیستی روانشناختی زنان سالمند نقش مثبت و موثری دارد. همچنین توجه به برنامهریزی آموزشی برای ایجاد بینش و شناخت منبع کنترل زنان سالمند و جهتدادن آنها به سوی منبعکنترلدرونی و افزایش تابآوری و ارتقاء باورهای دینی آنان حائز اهمیت است.
شدیده خلج اسدی، اعظم فتاحی اندبیل، سیمین دخت رضاخانی،
سال ۱۳، شماره ۲ - ( اردیبهشت ۱۴۰۳ / پیاپی ۹۵ ۱۴۰۳ )
چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر فراهیجان، روایتدرمانی و ایماگوتراپی بر دلزدگی زناشویی در زنان متأهل متعارض بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان متأهل دارای تعارضات زناشویی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر گرمسار در سال ۱۴۰۱ بود که تعداد ۶۰ نفر به شیوه داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز (۱۹۹۶، CBM) بود. مداخله آموزشی مبتنی بر رویکرد فراهیجان گاتمن (۲۰۱۱)، آموزشی روایتدرمانی اوهانلون (۱۹۹۴) و ایماگوتراپی هندریکس (۲۰۱۵) در ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای هفتهای یکبار بهصورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم و سوم اجرا شد. دادهها با بهرهگیری از تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر تجزیهوتحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین گروهها در پسآزمون و پیگیری دلزدگی زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (۰۵/۰>P). همچنین نتایج نشان داد بین سه درمان تفاوت معنادار وجود دارد و ایماگوتراپی نسبت به فراهیجان و روایتدرمانی بهطور معناداری بر دلزدگی زناشویی زنان متأهل متعارض اثربخشتر بود (۰۵/۰<P). از یافتههای فوق میتوان نتیجه گرفت که ایماگوتراپی بر دلزدگی زناشویی در زنان متأهل متعارض به عنوان یک درمان حمایتی میتواند مورد بهره قرار گیرد.