مجله رویش روانشناسی از دادن گواهیهای کاغذی معذور است. لطفا تقاضا نکنید. همه گواهی ها در صفحه شخصی کاربران موجود است.
جستجو در مقالات منتشر شده
۶ نتیجه برای طهماسبی
عاطفه طهماسبی، دکتر فرشید خسروپور،
سال ۸، شماره ۶ - ( شماره پیاپی ۳۹ / شهریور ۱۳۹۸ )
چکیده
اختلال نقص توجه/بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در کودکان می باشد .کودکان و نوجوانانی که دارای این تشخیص هستند ممکن است گستره ای از این نشانه ها را داشته باشند که در این سه دسته کلی جای می گیرند: بی توجه- بیش فعال و تکانشور. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک (CPRT) روی مهارتهای اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان کودکان زیر ۱۲ سال مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی انجام گرفت. روش تحقیق نیمه تجربی بود. جامعه آماری در برگیرنده مادران همه کودکان زیر ۱۲ سال مشکوک به اختلال بیش فعالی و نقص توجه بود که به مرکز مشاوره آموزش وپرورش مراجعه کرده بودند. با توجه به جدول کوهن و با در نظر گرفتن توان آزمون (۸۰/۰)، اندازه اثر (۵۰/۰) و میزان خطای (۰۵/۰) برای هر گروه نمونه ۱۵ در نظر گرفته شد و با روش در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش مقیاس مهارتهای اجتماعی اویرت (۲۰۱۰) و فرم کودکان مقیاس تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (۲۰۱۰) بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل کواریانس استفاده گردید.نتایج تحلیل برای فرضیه اصلی نشان داد درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک روی مهارتهای اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان کودکان اثربخش بوده است. بررسی فرضیههای فرعی نیز نشان داد مداخله بطور مستقلانه باعث بهبود مهارتهای اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان شده است.
آذر اخوی پور، محسن امیری، دکتر فرزانه حاتمی، دکتر فرشید طهماسبی، پریسا پورمرادکهن،
سال ۸، شماره ۷ - ( شماره پیاپی ۴۰ / مهر ۱۳۹۸ )
چکیده
با توجه به اهمیت مقولۀ تعادل در حفظ حالت بدنی و اجرای مهارتهای ورزشی پیچیده، هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر ژیمناستیک مغزی بر تعادل ایستا و پویای دانشجویان دختر غیر ورزشکار بود. به منظور دستیابی به این هدف، ۲۴ دانشجوی دختر غیر ورزشکار دانشگاه خوارزمی به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی تمرینات ژیمناستیک مغزی را که به صورت اختصاصی جهت بهبود تعادل بدن طراحی شده اند را به مدت ۸ جلسۀ ۳۰ دقیقهای اجرا کردند. همچنین برای گروه کنترل نیز یک سری حرکات کششی و نرمشی که بر تعادل موثر نیستند در نظر گرفته شد که به مانند گروه آزمایش، به مدت ۸ جلسۀ ۳۰ دقیقهای انجام دادند. به منظور اندازهگیری تعادل ایستا و پویای شرکت کنندگان در پیش آزمون و پس آزمون به ترتیب از آزمون لک لک و آزمون ستاره استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. در نهایت نتایج نشان داد که با کنترل نمره پیش آزمون، بین نمرات تعادل ایستا و پویای دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنادار وجود دارد و این به آن معنا است که ژیمناستیک مغزی بر تعادل ایستا و پویا تاثیر مثبت دارد. بر اساس یافته های پژوهش میتوان پیشنهاد کرد که با توجه به سهولت اجرای تمرینات ژیمناستیک مغزی، مربیان و معلمان تربیت بدنی می توانند به منظور بهبود تعادل در دانش آموزان خود از آن استفاده کنند.
رضا شباهنگ، فرزین باقری شیخانگفشه، مریم سعیدی، مائده پورطهماسبی حسن کیاده، شهرام اصحابی،
سال ۱۰، شماره ۵ - ( مرداد۱۴۰۰/ شماره پیاپی ۶۲ ۱۴۰۰ )
چکیده
ویروس کرونا ۲۰۱۹ در حال تبدیل شدن به یک بیماری همهگیر است و سطوح مختلفی از اضطراب را در جمعیت افراد سالم به همراه داشته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر مداخله شناختی-رفتاری آنلاین بر اضطراب سلامت، حساسیت اضطراب و تشدید جسمانی حسی در افراد سالم با سطوح بالا اضطراب بیماری کووید-۱۹ صورت گرفت. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون –پسآزمون با گروه در انتظار درمان بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه گیلان با سطوح بالا اضطراب کووید-۱۹ در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ بود که بر طبق معیارهای تشخیصی اضطراب سلامت در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی-نسخه پنجم در نظر گرفته شدند. از این میان، ۶۰ شرکتکننده به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۳۰=n) و در انتظار درمان (۳۰=n) گمارده شدند. ۸ جلسه مداخله شناختی-رفتاری برای گروه آزمایش تهیه شد. ابزارهای پژوهش شامل سنجه کوتاه اضطراب سلامت (HAI) سالکوسکیس و همکاران، شاخص حساسیت اضطرابی (ASI) تیلور و همکاران، مقیاس تشدید جسمانی حسی (SSAS) بارسکی و همکاران بودند. نتایج نشان داد که مداخله شناختی-رفتاری منجر به کاهش اضطراب سلامت، حساسیت اضطراب و تشدید جسمانی حسی شرکتکنندگان گروه آزمایش شد (۰۱/۰ >p). با توجه به یافتههای پژوهش، مداخله شناختی-رفتاری با تاکید بر کاهش ارزیابی منفی، باورهای فاجعهآمیز و اغراقسازی، میتواند روشی موثر در کاهش اضطراب کووید-۱۹ در جمعیت افراد سالم باشد.
طاهره طهماسبی، ناهید رامک، فرشید بی باک، دکتر علیرضا سنگانی،
سال ۱۱، شماره ۷ - ( مهر ۱۴۰۱/ شماره پیاپی ۷۶ ۱۴۰۱ )
چکیده
هدف این پژوهش بررسی رابطه رفتارهای خودمراقبتی با آسیبپذیری روانی در بیماران قلبیعروقی با نقش واسطهای تبعیتدرمانی بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی ۳۵۴ بیمار مبتلا به بیمارهای قلبیعروقی در بیمارستان تخصصی قلب سیدالشهدا در شهر ارومیه در سال ۱۴۰۰ بود. بر اساس جدول کرجسی و مورگان با احتمال وجود پرسشنامههای ناقص تعداد ۲۲۶ نفر از بیمارانی دارای بیماریهای قلبیعروقی ﭘﺲ از ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ورود ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ روش دردسترس انتخاب شدند. از پرسشنامه آسیبپذیری روانی (SCL-۲۵، نجاریان و داوودی،۱۳۸۰)، پرسشنامه تبعیتدرمانی (ADQ، سید فاطمی و همکاران، ۲۰۱۸) و پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی بیماران قلبی (EHFSB، ولن و همکاران، ۲۰۱۳) گرفته شد. دادهها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با نرم افزار SPSS ۱۸ و Amos ۲۳ تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که بین رفتارهای خودمراقبتی و تبعیتدرمانی با آسیبپذیری روانی در بیماران قلبیعروقی رابطه منفی معنی داری وجود دارد (۰۱/۰>P). رفتارهای خودمراقبتی بر آسیبپذیری روانی با نقش واسطهای تبعیتدرمانی تأثیری معادل ۵۵/۰- دارد. (۰۱/۰≥p). مدل پژوهش دارای برازش مطلوبی بود و مقدار ضریب تبیین کلی در مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم برابر با ۴۲/۰=R۲ بود. این نتایج بر تاثیر عوامل شناختی رفتاری در کنترل آسیبپذیری روانی در بیماران قلبیعروقی تاکید دارد.
حسین طهماسبی، دکتر یداله خرم آبادی،
سال ۱۳، شماره ۵ - ( مرداد ۱۴۰۳/ پیاپی ۹۸ ۱۴۰۳ )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس وظیفهشناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی در زنان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهشهای بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه زنان متاهل ساکن استان لرستان در بهار سال ۱۴۰۲ بود که از بین آنها به صورت در دسترس ۸۴۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس رضایت زناشویی انریچ (EMS، اولسون و همکاران، ۱۹۸۷)، پرسشنامه پنج عاملی نئو (NEO-FFI، کاستا و مک کرا، ۱۹۹۲)، مقیاس همدلی زناشویی (MES، جولیف و فرینگتون، ۲۰۰۶) و مقیاس بخشش رنجش خاص زناشویی (MOFS، پالاری و همکاران، ۲۰۰۹) بودند. دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد بین رضایت زناشویی با وظیفهشناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی همبستگی معنادار وجود دارد (p<۰/۰۱). علاوهبراین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ۱/۳۸ درصد از واریانس رضایت زناشویی توسط متغیرهای پیشبین تبیین میشود که در آن بخشش به عنوان قویترین متغیر پیشبین ظاهر میشود و به دنبال آن همدلی و سپس وظیفهشناسی قرار میگیرند (p<۰/۰۰۱). از یافتهها میتوان نتیجه گرفت که وظیفهشناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی نقش کلیدی در رضایت زناشویی زنان دارند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامههای مداخلهای طراحی شده برای افزایش رضایت زناشویی زنان ضروری است.
عطیه حسن زاده نائینی، دکتر مجید معینی زاده، دکتر سیده سلیل ضیایی، فاطمه طهماسبی جاغرق،
سال ۱۳، شماره ۱۰ - ( دی ماه ۱۴۰۳/ پیاپی ۱۰۳ ۱۴۰۳ )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر پیشبینی اضطراب کرونا بر اساس امیدواری و شادکامی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی بود. جامع آماری شامل تمامی نوجوانان دختر شهر مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. با روش نمونهگیری در دسترس ۳۹۵ نفر از طریق فراخوان اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری دادهها از پرسشنامه اضطرابکرونا (CDAS، علیپور و همکاران، ۱۳۹۸)، مقیاس امید به زندگی میلر (MHS، میلر، ۱۹۸۸) و شادکامی آکسفورد (OHI، هیلز و آرگایل، ۲۰۰۲) استفاده شد. تجزیه تحلیل دادهها با بکارگیری روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام شد. یافتهها نشانداد که میان اضطرابکرونا و شادکامی و همچنین میزان امیدواری رابطه منفی و معنادار وجود دارد (۰۱/۰P<). نتایج تحلیل رگرسیون نشانداد که شادکامی و امیدواری درمجموع ۱۲ درصد از واریانس نمرات اضطراب کرونا راتبیین میکنند. بنابراین شادکامی و امیدواری میتوانند در بروز اضطراب کرونا نقش داشته باشد.