1- دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه خوارزمی ، adnan72akbari@gmail.com
2- موسسهی تحقیقات تربیتی، روانشناختی و اجتماعی، دانشگاه خوارزمی
چکیده: (4012 مشاهده)
پدیدهی اضطراب در میان روانکاوان همواره از اهمیتی اساسی برخوردار بوده است. فروید به عنوان بانی روانکاوی از همان ابتدا توجه خاصی به این پدیده مبذول داشت و همواره در پی یافتنِ تبیینی جامع از این مسئله بود. از همین رو او در نظریات خود حول این مسئله، جرح و تعدیلهای فراوانی اعمال نمود و حتی یک بار تمام نظریهی خود را از پایه تغییر داد. در این میان یکی از شاگردان محبوب او به نام اُتو رانک، در اصلاحات او در نظریهی اضطراب تاثیر بسزایی داشت. اُتو رانک در سال 1924 کتابی تحت عنوان «ترومای تولد» منتشر نمود که بحث اضطراب را از نو پیش میکشید. هر چند که فروید در ابتدا نظر مثبتی نسبت به این کتاب ابراز داشت، اما رفتهرفته با دیدهی شک و تردید در آن نگریست و در نهایت زیربنای نظریهی اضطراب رانک را به نقد کشید. اما از طرفی این امر موجب شد فروید در نقد این کتاب، ضعفها و رخنههای نظریهی خود را نیز بار دیگر مورد مداقه قرار دهد و برای آخرین بار در نظریهی اضطراب تجدید نظر نموده و صورت نهایی دیدگاههای خود حول این پدیده را ارائه نماید. در نوشتهی حاضر، ابتدا مروری بر نظریهی اول فروید در مورد اضطراب خواهیم داشت و در ادامه به کتاب «ترومای تولد» رانک و نظریهی اضطرابی که در آن ارائه شده بود، خواهیم پرداخت. در پایان نقدهای فروید بر این نظریه را شرح داده و صورت نهایی نظریهی اضطراب او را ارائه خواهیم نمود
نوع مقاله:
تحلیلی |
موضوع مقاله:
روانکاوی- روانشناسی تحلیلی دریافت: 1398/3/7 | پذیرش: 1398/5/10 | انتشار الکترونیک: 1398/11/6