Ethics code: IR.IAU.SARI.REC.1403.047
1- دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه رواشناسی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.
2- استاد، گروه رواشناسی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.
3- استادیار، گروه رواشناسی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران. ، asg.noruzi@iau.ir
چکیده: (200 مشاهده)
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان تخمدان مراجعهکننده به کلینیک فوق تخصص سرطان در شهر ساری در سال 1404 بودند. 45 نفر با روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. جمعآوری دادهها با استفاده از مقیاس پاسخهای نشخواری (RRS؛ نولن- هوکسما و مارو، 1993) انجام شد. رفتار درمانی دیالکتیک بر پروتکل الگوی لینهان و زندگی درمانی بر اساس پروتکل حسنزاده هر یک به مدت هشت جلسه 90 دقیقهای بهصورت گروهی اجرا شدند. دادهها به روش تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که نمرات نشخوار فکری هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل نسبت به پیشآزمون در مراحل پسآزمون و پیگیری کاهش معناداری داشته است (05/0>P)؛ همچنین یافتهها نشان داد که در مرحله پسآزمون و پیگیری بین دو گروه مداخله در کاهش نشخوار فکری تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P)؛ در واقع رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی تاثیر بیشتر بر کاهش نشخوار فکری داشته است. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی هر دو بر کاهش نشخوار فکری موثر بودهاند؛ اما تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی بیشتر بوده است.
نوع مقاله:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
سلامت دریافت: 1404/8/22 | پذیرش: 1404/8/30 | انتشار الکترونیک: 1405/1/9